۱۳۸۸ مرداد ۱۵, پنجشنبه

از فیفا بخواهیم با افشین قطبی برخورد کند


حضور افشین قطبی در مراسم تنفیذ حکم رئیس کودتاگر دولت جمهوری اسلامی، که به دعوت دیکتاتور مذهبی ایران، سید علی خامنه ای انجام شد، با اساسنامه فیفا مبنی بر منع دخالت فوتبال در سیاست، بشدت در تضاد است.
از آنجا که قطبی با تابعیت آمریکائی به کشورهای مختلف سفر می کند و حتی محل اقامت دائم وی در حال حاضر امیرنشین دبی در امارات متحده عربی است، نوع رابطه وی با کشور ایران در حال حاضر، تنها تصدی سرمربی گری تیم ملی فوتبال ایران است. بنابراین حضور قطبی در ایران تنها بدلیل یک مسئولیت فوتبالی است. درچنین شرایطی، حضور افشین قطبی در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی نژاد، چه توجیهی جز بهره برداری حکومت ایران از سرمربی تیم ملی فوتبال برای اهداف سیاسی خواهد داشت؟
بازی تبلیغاتی حکومت در حمله به منزل شخصی افشین قطبی در دبی نیز پرده دیگری از این نمایش تبلیغاتی بوده است. بی شک ملت ایران می داند و دیده است که حمله به حریم خصوصی افراد و ورود غیر قانونی افراد مسلح به منازل به قصد ارعاب و ضرب و شتم مردم از سوی چه کسانی صورت گرفته و منش چه گروهی است.
با نوشتن یک نامه رسمی به فیفا، از سوی ملت ایران، خواستار برخورد جدی با این فرد متخلف شویم.


لینک مطلب در بالاترین

۱۳۸۸ مرداد ۱۴, چهارشنبه

مجلس عروسیه، پاستور روبوسیه!















آقای خامنه ای مبارک است انشاءالله. صیغه تنفیذ را جاری کردی و عروس را فرستادی مجلس تا مراسم " پاتختی" هم برایش برگزار کنند و دیگر نور علی نور! اما یک نکته را می گویم که خیال نکنی ندانستیم:
مادر احمدی نژاد راست می گفت، ایشان هرگز در جوانیش شما را ملاقات نکرده بود. در واقع عنوان پدر - پسری دروغ دیگری از احمدی نژاد بود و سرپوشی بود بر رابطه غیر افلاطونی اصلی که در پستوی بیت رهبری با آقایان برقرار است. این دفاعی که شما از احمدی نژاد کردید، و آن واکنش سرشار از حسادتی که به رابطه ا.ن. با مشائی نشان دادید، تمام و کمال نشان از یک رابطه " ناموسی " داشت، نه رابطه پدر - پسری. در واقع شما وقتی در همان ساعات اولیه به صحنه آمدید، کودتا را تائید کردید، بعد هم فتوای سرکوب و کشتار معترضین را دادید، همه اش داشتید از ناموس خودتان دفاع می کردید. محسن رضائی قبل تر اشاره کرده بود که مسئله تقلب در انتخابات یک مسئله ناموسی است. ما ساده بودیم، آن موقع نفهمیدیم.
آقای خامنه ای، نگران آگاه شدن مردم از نوع روابط خصوصی خودتان نباشید. میهن ما در طول تاریخ، حاکم فاسدتر و بی شرم تر از شما هم بخود دیده است. نیز می داند که این طبیعت حجره های دنج و شب های طولانی حوزه علمیه ای است که ایام نوجوانی تان را در آن گذرانده اید، که باعث شده بجای دروس اجباری تهذیب نفس، واحد های اختیاری دیگری را بگذرانید که هر مارمولکی را افعی می کند، چه برسد به شما که از اول برای خودتان یک مار به تمام معنا بوده اید!
اما ای روضه خوان دوره گرد روزهای دور، و ای نائب برحق امام زمان(شعبه چاه جمکران) در این روزگار، قبل تر هم گفته ام که تو نه خلاقیت خاصی داری و نه فضیلت برجسته ای. شاهدش اینکه، روزی که برنامه ریزی کردی تا نسل جوان کشور را با شیشه و کراک و اشک خدا از پای درآوری، روزی که هروئین را ارزان تر از نان سنگک به بازار فرستادی تا غیرت را از جوان ایرانی بگیری، روزی که موریانه وار، بچه های بسیج مساجد را وارد همه ارکان حساس کشور کردی تا برای روز مبادا، کلید نقاط حساس را از دست متخصصان مردم بگیری، ... آری در همه این دوران سیاه، از یک نکته غافل بودی و آن اینکه: مادران این سرزمین داشتند نسلی را پرورش می دادند که امروز بیاید و گلویت را بچسبد و جان ناقابل و نیمچه آبروی نداشته ات را در معرض تهدید قرار دهد.
آقای خامنه ای، از مشاور هنری که واژه کاریکاتور را در دهان شما گذاشته توقع داریم این عبارت معروف ادبی را هم به شما یادآوری کند که:
" شب شراب نیارزد به بامداد خمار! " ... ملت ایران بامداد خمار شما را بزودی محقق خواهد کرد.



لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

آقای شریفی نیا، ببینید به چه کسانی خودتان را فروختید!

آقای محمدرضا شریفی نیا، هنرمند گرامی!
در مراسم تنفیذ رئیس نامشروع و غاصب دولت، محمود احمدی نژاد شرکت کردید. آقا طلبیده بود و شما هم کت و شلوار پلوخوری به تن کرده بودید. گریم چهره شما مرا به یاد نقش " ولید بن عقبه " انداخت. خاطرتان که هست؟! در این میان، طرفداران شما هم بلافاصله صفحه مربوط به شما در ویکیپدیا را به روز کردند که بد نیست به آن هم نگاهی بیاندازید.
آقای شریفی نیا، عکس خودتان را در مراسم دیده اید؟ به اطرافیانتان نگاه کنید. خیلی ها که برخلاف شما، اصلا معروف هم نیستند صورت هایشان را پنهان کرده اند که تصویری از ایشان ثبت و ضبط نشود. جهانگیر خان الماسی هم گویا شارژشان دارد تمام می شود و کم کم به سمت خُماری می روند. بلانسبت هردو شما البته!

ما انسانیم آقای شریفی نیا، ما شما را درک می کنیم. خیلی ها معتقدند که هر آدمی قیمتی دارد! ولی می خواستم سندی را به شما یادآوری کنم، تا بدانید به چه کسانی خود را فروخته اید.
" صبح صادق " نشریه داخلی نهاد نمایندگی ولی فقیه در سپاه پاسداران، به مدیریت مجتبى ذوالنور، نماینده مستقیم علی خامنه ای در سپاه و یکی از عوامل اصلی کودتای اخیر است. " رجا نیوز " را هم که بخوبی می شناسید؟ هر دو این نشریات، در یک اقدام هم زمان، یادداشت محبت آمیزی برای شما نوشته اند که نمایانگر دیدگاه جناح حاکم حکومت در مورد شماست. رجا نیوز البته آرشیو مطالبش را غیر فعال کرده چرا که دروغهایش کاربرد روزانه دارد و طبیعتا آرشیو مطالب برایش کاربردی ندارد، ولی می توانید به بایگانی صبح صادق بروید و در صفحه سوم شماره ۳۱۲ به تاریخ دوشنبه ۱۵مرداد ۱۳۸۶، یادداشت " شروط غیر اخلاقی مافیای سینمائی برای بازیگران تازه کار " را بخوانید. در این یادداشت علاوه بر ذکر برخی ویژگی های حرفه ای، به سابقه عضویت شما در گروهک منافقین هم اشاره ای شده است. سابقه ای که طی این سالها خیلی تلاش کرده اید تا نادیده گرفته شود، ولی انگار شدنی نیست!

برای راحتی کار شما، کپی این نوشته را در اینجا می گذارم، با این یادآوری که، آقای شریفی نیا، قیمت خودتان را بالا ببرید، خودتان را انقدر مفت نفروشید! در نظر داشته باشید که امروز هزینه مزدوری از دستمزد آن خیلی بیشتر شده است.


لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه

"میزان رای ملت است"، آیا ملت جمهوری اسلامی می خواهد؟


تکلیف ما با جمهوری اسلامی روشن شده است. ملت از راه رفته باز نخواهد گشت.
مگر جمهوری اسلامی بدون ولایت فقیه معنی دارد؟ بدون شورای نگهبان معنی دارد؟ بدون حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی معنی دارد؟ بدون حکم حکومتی رهبر مبنی بر کشتار معترضین به تقلب در انتخابات معنی دارد؟ بدون قتل عام زندانیان معنی دارد؟
اتفاقا ملت به بدلیل علاقه به ادیان الهی، می خواهد دین را از سیاست جدا کند. می خواهد احترام همه ادیان حفظ بشود تا کسی به نام دین آدمکشی نکند، فساد نکند، جنایت نکند.
رفراندوم برگزار کنید و ببینید ملت جمهوری اسلامی می خواهد یا جمهوری ایرانی، بدون ولی فقیه، بدون شاه، بدون رهبر مقاومت!
به رای ملت احترام بگذارید.

لینک مطلب در بالاترین

تصویر روی جلد حکم تنفیذ احمدی نژاد


آقای سید علی خامنه ای، آنچه می بینی تنها نمای کوچکی از تصویر روی جلد حکم تنفیذی است که می خواهی با دستان خون آلود خود به دست احمدی نژاد بدهی. حکم تنفیذ از خون جوانان وطن رنگین است. بعد از اینکه حکم را به احمدی نژاد دادی، به دستان خون آلود خود نگاهی بینداز و یکبار هم که شده، احساس شرم کن!

۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه

از بچه مسلمان ها می پرسم

«يعرف المجرمون بسيماهم» «تبهكاران از سيمايشان شناخته مي‌شوند» - (سوره الرحمن - آیه ۴۱)

از بچه مسلمان ها می پرسم. از هیئتی ها. از بسیجی های جبهه دیده و ندیده. از حاضرین دائمی پای منبر منصور ارضی و سعید حدادیان... آهای برادر اطلاعاتی که به حکم وظیفه سازمانی داری این مطلب را می خوانی، از تو می پرسم.
به این دو تصویر خوب نگاه کنید. تصویر سمت راستی مربوط است به جوانی ۱۹ ساله بنام سهراب اعرابی. ایشان در جریان اعتراض مسالمت آمیز نسبت به نتیجه اعلام شده انتخابات ۲۲ خرداد، به شهادت رسیده است. تصویر سمت چپی مربوط است به قاضی صلواتی، که روز شنبه دهم مردادماه، در دادگاه انقلاب اسلامی به اتهامات یکصد نفر از معترضین به نتایج همان انتخابات رسیدگی می کرد.
سوال من از شما این است: شما را به فرق شکافته علی ابن ابیطالب، شما را به پاکی زهرای مرضیه، شما را به راس بریده حسین ابن علی، چهره کدام یک از این دو نفر به اولیاء الله و صالحان ، و چهره کدام یک به خولی و شمر و هرمله می ماند؟
پاسخ این سوال را در دل بدهید، نیازی به افشای آن نیست.



















لینک مطلب در بالاترین


ابطحی عزیز، اگر مجتبی خامنه ای بجای تو بود...

ابطحی عزیز، تصویر رنجور و بیمار تو را در دادگاه دیدیم. شک ما موقعی برطرف شد که خبر ۲۰:۳۰ چهره و صدای تو را پخش کرد. نمی دانم این چه داروئی است و از کجا آمده است که زندانی را اینطور " از هیاهوی دنیا فارغ می کند ". اما می توانم تصور کنم که اگر مجتبی خامنه ای، دردانه مقام معظم رهبری و نائب برحقش، بجای تو بود، چگونه اعترافاتی می کرد. شک نداریم که ماه عسل خامنه ای با فرماندهان سپاه و اطلاعات بزودی به سر خواهد آمد و روزی را تصور می کنیم که کودتاگران از عظمای ولایت طلاق شرعی بگیرند و خانواده عروس خانم(معظم رهبری) یک به یک به بازداشتگاه کهریزک برده شوند. بخوانید اعترافات مجتبی خامنه ای را چند روز پس از دستگیری:


" من سید مجتبی حسینی خامنه معروف به خامنه ای، فرزند علی، چهل ساله، اعتراف می کنم که در سال ۱۳۶۷ با مامانم اینا سفری به انگلیس داشتیم. در این سفر، راهنمای تور ما که شخصی بود بنام سعید اسلامی(امامی) من را با آقای غلامعلی حداد عادل که آنموقع برای انجام ماموریتی به انگلیس آمده بودند آشنا کرد و ما با هم ملاقات کردیم.

در آن ملاقات، آقای حداد عادل پیشنهاد دادند که من با دختر ایشان، که در آن زمان در اسرائیل مشغول آموزش نظامی بود طرح رفاقت بریزم و عکسی از ایشان به من نشان داد که در ارتش اسرائیل مشغول گذراندن آموزش های چریکی بود. من همانجا دلداده دختر شدم ولی عکس مردی که روی لباس دخترک بود، من را به شک انداخت که نکند ایشان خاطرخواه یکنفر دیگر است. وقتی مطلب را پرسیدم، آقای حداد یادآوری کرد که این آقا اسم اصلیش شمعون سبورچیان است که در حال حاضر فرماندار ماکو است و قرار است در آینده رئیس جمهور مادام العمر ایران بشود. من اقرار می کنم که محمود احمدی نژاد همان شمعون سبورچی مذکور است.
از خدا سپاسگزارم که شجاعت اعتراف را به من داد و من به زودی در مورد خاطرات نقل شده توسط پدرم در دوران طفولیت و در حجره های حوزه علمیه مشهد هم، اعترافاتی را به سمع و نظر شما خواهم رساند."



لینک مطلب در بالاترین

۱۳۸۸ مرداد ۱۰, شنبه

خ. ر. طوری طنفیذ کند که ا. ن. متلاشی نشود و مجلس هم بتواند طحلیف کند!

آقای خامنه ای رهبر(...) ، می گویند ۱۲ مرداد قرار است ا. ن. را طنفیذ کنی. طنفیذ را با ط دسته دار نوشتم تا بدانی چه کاربردی برای دولت کودتا دارد و چگونه و در چه وضعیتی باید استعمال شود. شما خودت البته تجربه داری و قبلا دو مرتبه طنفیذ شده ای. اما مدل آن زمان با حالا خیلی فرق کرده. لطفا مراقب باشید و طوری طنفیذ نکنید که پدر صاحب بچه در بیاید. خیلی پدرانه و با ملاطفت، طوری ا. ن. را طنفیذ کنید که متلاشی نشود. این قطعنامه سازمان ملل نیست، طوری طنفیذ نکنید که طنفیذ دان او پاره بشود! فراموش نکنید که بعد از طنفیذ، احمدی نژاد باید توسط مجلس طحلیف بشود که ط آن هم از نوع دسته دار است.
تصاویر آموزشی تهیه شده، آموزش گام به گام طنفیذ است. لطفا به عکس ها دقت کنید که بدانید چه بکنید و چه نکنید:




*تنفیذ: نفوذکردن‌ و گذشتن‌ در چیزی‌ مثل‌ گذشتن ‌تیر از نشانه، اجراکردن ‌و روان‌کردن‌ فرمان ‌و نامه - مصدر: نفوذ دادن


لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ مرداد ۹, جمعه

مادر احمدی نژاد رابطه پدر - پسری خامنه ای با پسرش را بشدت تکذیب کرد!

بدنبال اظهارات جدید ا. ن. مبنی بر اعلام رابطه مشکوک پدر - پسری بین خود و خامنه ای رهبر(خ. ر.)، مادر مکرمه رئیس جمهور سابق، طی بیانات تندی وجود چنین رابطه ای را بشدت تکذیب کرده و گفت که در جوانیش هرگز به مشهد سفر نکرده است! اما محمود احمدی نژاد در پاسخ به این مطلب، ضمن ابراز علاقه به مادر خود گفت: " بگم؟ ... بگم؟ ... آقا بارها در راه مشهد به تهران، از ارادان گذر کرده. مدارکش هم موجود است! ".
از عکس العمل بعدی مادر مربوطه خبری در دست نیست.












لینک مطلب در بالاترین


سه دستاورد نوین انقلاب سبز در چهلم شهدای جنبش (۸ مرداد ۸۸)


امروز، پنج شنبه ۸ مرداد ۸۸ در تاریخ انقلاب سبز ملت ایران روز بسیار مهمی بود. سه دستاورد اساسی این روز عبارت بودند از:
۱ - گسترش قیام مردمی در بعد جغرافیائی، هم در سطح پایتخت (گستره ای به وسعت بهشت زهرا تا مصلا و میدان ونک و سایر میادین مهم شهر) که موجب سردرگمی و فرسودگی قوای سرکوب شد؛ و هم گسترش جنبش در سطح کشور با نمودی بسیار غرورانگیز آنطور که تصاویر حضور یکپارچه مردم در سراسر کشور، بسیار بیش از گذشته به جهان مخابره شد.
۲ - همه گیر شدن شعار : " استقلال ، آزادی ، جمهوری ایرانی " که نشان از عزم ملت در برچیدن بساط خلافت علی خامنه ای و حکومت جمهوری اسلامی، و حرکت بسوی یک حکومت مردمی و بدور از افراط گری های مذهبی و سیاسی در عرصه داخلی و بین المللی دارد.
۳ - استفاده از تکنیک اعلام زمان و مکان حرکت های مردمی هنگام تصویر برداری از رویدادها توسط مردم، که بهانه عدم تائید زمان و مکان وقوع حادثه را از خبرگزاری هائی که قصد انتشار این تصاویر و اسناد را دارند می گیرد. پیشنهاد بهتر برای این امر، بجای شنیدن صدای تصویربردار (که زمان و مکان را اعلام می کند)، قرار دادن تکه کاغذی جلو تصویر است که زمان و مکان رویداد با ماژیکی بر روی آن نوشته شده است. این کار هم باعث افزایش سندیت تصویر و هم موجب حفظ امنیت بیشتر فرد تصویربردار خواهد شد.


لینک مطلب در بالاترین

۱۳۸۸ مرداد ۷, چهارشنبه

لزوم محاکمه خامنه ای در دادگاه جنایت علیه بشریت

امروز وظیفه همه ماست تا " راس فتنه " را فراموش نکنیم و نگذاریم با نمایش های خیمه شب بازی که توسط وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران ترتیب داده شده، پروژه گندزدائی " سید علی خامنه ای " به نتیجه مطلوب برسد. نمایش هائی نظیر درگیری ساختگی بر سر عزل اسفندیار رحیم مشائی، تغییر وزرای کابینه و فرمان تعطیلی بازداشتگاه کهریزک و امثال آن!
خامنه ای بعنوان رهبر بلامنازع نظام جمهوری اسلامی و به حکم ولایت مطلقه ای که داشته و دارد، آمر، مسبب و مسئول مستقیم و بدون قید و شرط همه جنایاتی است که در دوران تصدی او بعنوان رهبریت نظام، از ابتدا تا کنون روی داده است. خامنه ای مسئول مستقیم همه شکنجه هائی است که دربازداشتگاههای مخفی و غیر مخفی جمهوری اسلامی بر علیه دستگیر شدگان وقایع اخیر در حال انجام است. وی مسئول مستقیم بر زمین ریخته شدن خون شهدای جنبش سبز مردمی ایران است.
تشکیل دادگاه رسیدگی به جرائم جنایت علیه بشریت، خواسته حداقلی ملت ایران در برهه کنونی است. سید علی خامنه ای، بعنوان متهم ردیف اول جنایات اخیر علیه ملت ایران، بایستی در این دادگاه محاکمه شود. حرکات وقیحانه و مضحک اتاق فکر کودتا در تطهیر و گندزدائی ایشان و بازگرداندن اعتبار قبلی، تنها باعث افزایش انگیزه ما در هدف قرار دادن بیش از پیش " راس فتنه " خواهد شد.


لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ مرداد ۶, سه‌شنبه

احمدی نژاد: من به پشتوانه این دولت توی دهن رهبر می زنم!

آقای خامنه ای رهبر! از مرکب شیطان پیاده شوید و عاقبت کار خود را قبل از رسیدن به آخر خط ببیند! اینقدر پز جان ناقابل و آبروی نداشته تان را هم ندهید. این دو که گفتید، امروز برای نزدیک ترین اعوان و انصارتان هم پشیزی نمی ارزد. امروز حتی آنکه فکر می کردید از دوست پنجاه ساله به شما نزدیکتر است، آنکه او را به خیال خام خود، به ملتی ترجیح دادید تا زودتر کیک زرد تولدتان را با شعبده تردستان روسی، تبدیل کند به بادکنک بمب اتم، آری حتی کم مایه و کوته قامتی همچون او نیز امروز برای شما تره خُرد نمی کند. ای کاش فقط این بود! جوابیه سرکش و عاری از هرگونه احترام به عظما و ولایت او را در پاسخ به نامه ملتمسانه و از سر ذلت و ترس خود خوانده اید؟ آخر حکم حکومتی هم اینطور آبکی می شود؟ خوانده اید که بجای تمکین از حکم حکومتی مطلقه، شما را به یکی از بندهای قانون اساسی که اصلا قبولش ندارد پاس داده، که یعنی خودت هیچ، محض خاطر این یک خط بایگانی شده، اینبار را کوتاه می آیم! بعد هم دقت کردید آن شاهدک دلبرک خوش بر و روی را از جیب عقب پیژامه اش در آورد و بجای دور انداختن، کرد توی جیب بغل پیراهنش؟ این می دانید یعنی چه؟!




آقای عظما، هیچ فکرش را کرده اید اگر بخواهید بیش از حد پایتان را از گلیم خود بیرون بگذارید، همین چند نخود تریاک روزانه شما را که قطع کنند، کار به عذرخواهی و دلجوئی می رسد، که اصلا برازنده وجهه رهبر معظم نیست! آن بالا که نشسته اید، حواستان بایستی جمع باشد، این سرداران سپاه و سربازان گمنام خودسری را که فربه کرده اید از سال 68 تا به حال، شما که سهل است، امام زمان هم بیاید جلو، اینها تکه پاره اش می کنند، تا عیش و نوش و عشق و حال فراهم شده با ثروت نفت بشکه ای 120 تومان، کمافی السابق برقرار بماند! اینها همان سرداران و سربازان جبهه ندیده اند که جهاد اکبر و اصغر و شروین، برایشان همانا گردش چرخ کارخانه هائی است که سند ششدانگ آن را بنامشان زده اید تا پشت و پناه نائب برحقش باشند در روزهای بدی که احتمالش را می دادید! زهی خیال باطل البته! این مال به صاحبش که ملت باشد وفا نکرد، چه رسد به مالخران و مال خوران حریم حرم! ... آقای منظم رهبری، چرا انقدر ساده بودید که گمان کردید بچه گرگ هائی که پروار کردید، هرگز خرخره صاحبشان را نمی درند؟!





آقای خامنه ای، این خیمه شب بازی ها که دارید در می آورید، این بساط نامه پرانی و بگیر و ببند و بزن، نمی زنم و عوض کن، نمی کنم و بده، نمی دهم و اینها، دو حالت بیشتر ندارد، یا از اطاق فکر حفظ نظام بیرون آمده که آب را گل آلود کند و چند صباحی حواس مردم را پرت کند بلکه فرجی بشود (آنطور که حجتیه عمری است ملتی را با وعده آن سرکار گذاشته است!) و حالت دومش این است که این بزن و بکوب ها و ساز و دهل ها، در اصل سر و صدای بردن عروس خانم به حجله کودتاگران است! اگر چنین است، مبارک است، انشاءالله پسر باشد!






لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ مرداد ۱, پنجشنبه

نامه یک رزمنده ایرانی به سید حسن نصرالله لبنانی

این نامه را یکی از رزمندگان ایرانی بازمانده از فتح خرمشهر برای آقای سید حسن نصرالله، دبیر کل حزب الله لبنان می نویسد:

آقای نصرالله، شنیده ایم و دیده ایم که برخی از نیروهای حزب الله لبنان، در سرکوب ملت شریف ایران، طی روزهای اخیر مشارکت داشته اند. اخبار حاکی از آن است که نیروهای تحت امر شما، در کودتای 22 خرداد ایران نقش اساسی در معونت و همکاری با کودتاگران داشته اند. فرض را بر این می گذاریم که این مسئله با اطلاع و موافقت شما بوده است. در این صورت، ناچارم توجه شما را به نکات مهمی جلب کنم.

آقای نصرالله، ولی نعمت شما ملت ایران است نه علی خامنه ای. تدارکی که می شوید، مبالغ هنگفتی که دریافت می کنید، حتی عبا و نعلینی که به تن دارید، همگی از محل خزانه ملت ایران، به ناحق به سوی شما روانه شده است. آقای خامنه ای، طبق گفته خودش آه ندارد که با ناله سودا کند. حتی شب عروسی پسرش، شام به اندازه کافی مهیا نبوده و ایشان آخر شب نان خالی تناول کرده است! شما چگونه مریدی هستی که از حال مراد خود خبر نداری؟

آقای نصرالله، شاید در سفرهایت به ایران، صندوق های آبی رنگی را دیده ای که سر هر کوچه و برزن گذاشته اند و مردم جهت رفع قضا و بلا درون آنها پول نقد می ریزند. بدانید که همین صندوق های آبی رنگ، و پولی که ملت ایران همه روزه بعنوان صدقه در آن می ریزد، یکی از منابع اصلی حیات شماست. این پول البته بناست خرج مردم محروم همین کشور بشود ولی متاسفانه اینطور نیست.

آقای نصرالله، می گفتند شما را دارند پروار می کنند که خط اول دفاع از کیان کشور شیعه ایران در مقابل تهاجم احتمالی اسرائیل باشید. حالا کار برعکس شده، اسرائیل فقط تهدید می کند و شما دست به سلاح گرم و سرد برده اید بر علیه ولی نعمت خود، ملت ایران! ما ایرانی ها به این می گوئیم نمک نشناسی.

حالا بد نیست کمی هم از روحیات ملت گشاده دست و سخاوتمند ایران بیشتر بدانید که اینبار اگر به دست بوسی آمدید، دست ملت ایران را ببوسید و نه دست قاتل فرزندان ملت و کسی که فرمان گشودن آتش بر روی جوانان این سرزمین را صادر کرده است.

آقای نصرالله، تمام دانشی که شما در اردوگاههای رزم در ایران فرامی گیرید، حاصل تجربیات 8 سال دفاع میهنی ملت ایران در مقابل تجاوز هم زبان شما، صدام معدوم است. پرچمداران این نبرد هشت ساله، که شما حالا دارید خوشه چینی تجربیات آن را می کنید، جوانان سلحشور و رشید ایران، شیران و یلان خط شکن هستند. فرماندهان این نبرد، تجربیات خود را با قدم گذاشتن بر گوشت و استخوان این جوانان بدست آورده اند. جوانان ما روی سیم های خاردار یا بر روی میادین مین دراز کشیده اند تا فرماندهان آنها قدم بر سرزمین های آزاد شده بگذارند. آقای نصرالله می دانید که از کدام فرماندهان حرف می زنم؟ جنگ 33 روزه که یادتان نرفته است ...؟ امدادهای غیبی بهر حال واسطه انسانی دارد، ندارد؟!

امروزه اما اکثریت آن جوانان و فرماندهان جنگ راهشان را از علی خامنه ای و خط کودتای نامشروع او جدا کرده اند. فرزندان، همسران و حتی گاهی خود آن فرماندهان و آن جوانان، امروزه در خیابان های تهران کتک می خورند و برخی به گلوله بسته می شوند.

آقای نصرالله، شنیده ایم و دیده ایم که برخی از نیروهای تحت امر شما، حزب الله لبنان، در سرکوب روزهای اخیر و در کودتای 22 خرداد نقش موثر داشته اند. اگر چنین است، به شما هشدار می دهم، از سرنوشت هم زبان خود، صدام تکریتی عبرت بگیرید و پایتان را از این معرکه بیرون بکشید. هرگز قصد ندارم شما را با صدام تکریتی مقایسه کنم که شما در جنگ آوری انگشت کوچک او هم نیستید. صدام جنگجوئی بود که وقتی لشگرش در دشت شلمچه حرکت می کرد، امثال شما اگر آنجا بود، موهای زائد بدنش می ریخت! این را گفتم که بدانید جوانان پانزده - شانزده ساله ما چه کسانی بودند و چه کردند. بدانید در نهایت هم طناب داری که بر گردن صدام گره خورد را در واقع، ملت ایران به گردن او آویخت نه نیروهای چند ملیتی. تصاویر اعدام صدام را یکبار دیگر تماشا کنید و ببینید عمده کسانی که در مراسم اعدام صدام حاضر و ناظر و عامل بودند، مانند نیروهای خود شما، در اردوگاههای رزم ایران آموزش دیده بودند. دست انتقام ملت ایران بسیار دست قدرتمندی است، آن را ساده نگیرید!

به شما اخطار می کنم، حرمت نمکی که سالهای زیاد است از دست ملت ایران و از خزانه این ملت به نمکدان شما ریخته می شود بدانید و حیات خود را به حیات خلیفه نامشروع بیت رهبری گره نزنید. آقای نصرالله، اگر بخواهم واضح تر صحبت کنم، این فرماندهان و نیروهای سپاه قدس هستند که باعث بقای شما بوده اند؛ این حقیقت را هرگز فراموش نکنید! آنها هرچه نباشد خون ایرانی در رگ دارند نه خون تازی. روزی که حجت بر همه تمام شود، شما در دستان فرزندان ملت ایران خواهید بود، کما اینکه هم اینک نیز هستید!

در غیر اینصورت، اگر می خواهید با دُم شیر بازی کنید، مطمئن شوید که این " دُم " شیر است و نه اندام دیگر شیر!



منبع: ایمیل یکی از خوانندگان وبلاگ برگ سبز


لینک مطلب در بالاترین


Ahmadinejad is not my president

Ahmadinejad is not my president
Ahmadinejad is not my president
Ahmadinejad is not my president
Ahmadinejad is not my president
Ahmadinejad is not my president
...
این یک حرکت جمعی است که از سوی صاحبان وبلاگ های فارسی سازماندهی شده است.

از همه شما وبسایت داران یا صاحبان وبلاگ، کاربران Facebook و ... دعوت می شود تا در یک مبارزه کوچک اما بزرگ شرکت کنید. شرکت در این مبارزه بسیار ساده و بی خطر اما پر نتیجه می باشد. از شما عزیزان خواهشمندیم تا صفحه هایی را در وبسایتتان یا پست هایی را در وبلاگتان درست کنید و تیتر و توضیح این صفحه را بگذارید: Ahmadinejad is not my president

این صفحه میتواند حاوی مطلب باشد یا یک صفحه خالی باشد اما داشتن این تیتر برای شرکت در مبارزه ای که نه خطری دارد و نه دشوار است، الزامی می باشد. توجه داشته باشید که پیروزی در این یعنی وقتی کسی دو حرف Ah را شروع به تایپ کردن کند، جمله مبارزه ما ( Ahmadinejad is not my president ) همراه با تعداد یافته ها در جلوی آن نمایش خواهد داده شد (مطابق عکس زیر)

پس بیایید در این مبارزه همگانی شرکت کرده و صفحه ای را با تیتر (Title) و توضیح (Description)

Ahmadinejad is not my president

بسازیم و مخالفت خود را با رئیس جمهور انتصابی و دولت کودتا نشان دهیم.

با سپاس

ایده از اینجا


۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

آقای خامنه ای، در تریاک روزانه شما " کراک " می ریزند!


صادقانه بگویم، دارم به سلامت مزاج شما شک می کنم.
این را نه به قصد توهین و نه برای طنز، بلکه با توجه به عملکرد رو به پس رفت شما طی یک ماه اخیر گفتم. این که هر روز می آئید و یک سخنرانی تازه می کنید که اوضاع را بد و بدتر می کند.
شما البته هیچ وقت یک رهبر مولف و خلاق نبوده ای و همیشه پشت جریانات پنهان شده ای تا بهترین عکس العمل را ببینی و بلافاصله آن را کمی بپرورانی و با جملات اتو کشیده تحویل ملت بدهی. پیام های تبریک و تسلیت شما و عکس العمل به وقایع و رویدادهای مهم طی این بیست سال، بخوبی شاهد این مدعاست. پس چرا اینبار انقدر دست دست می کنید و کار تکراری نوشیدن جام زهر را به تاخیر می اندازید؟
بدانید که بر خلاف مدح و ثنای دستمال به دستان و چفیه به گردن های حرم پاستور، شما نه ولی ملتی نه فقیه امت، نه رهبر فرزانه ای و نه مقام عظمای ولایت. این حرف ها را اصلا باور نکنید که هیچ، کمی هم حواستان را جمع کنید و مراقب باشید چون رفتار ناهنجار شما و اینکه هر چند روز در میان (علی رغم سیلی محکمی که ملت به مناسبت های مختلف به شما می زند) دچار توهم می شوید و اُلدرم بُلدرم می کنید، کاملا نشان می دهد که یکی از نزدیکان شما دارد در جیره روزانه تریاک شما یک روانگردان قوی مثل کراک یا شیشه می ریزد!
آقای خامنه ای این جام که به دست شما داده اند، جام زهر نیست، جام ا. ن. است! زودتر از احمدی نژاد فاصله بگیرید، جام زهر را پیدا کنید و بی درنگ سر بکشید.


لینک مطلب در بالاترین


۱۳۸۸ تیر ۲۷, شنبه

سردار زارعی مشاور عالی رهبری در امور نماز جماعت شد



بدنبال جریحه دار شدن قلوب جمعی از دلسوزان نظام و با پیشنهاد برادر حسین شریعتمداری، سردار رضا زارعی فرمانده اسبق نیروی انتظامی تهران به سمت مشاور عالی رهبری در امور نماز جمعه و جماعات منصوب شد. در حکم انتصاب ایشان آمده است:


سردار رضا زارعی، با توجه به صحنه های دلخراش پیش آمده در نماز جمعه 26 تیرماه 88 تهران و مشاهده برخی کج روی ها نظیر خواندن نماز جمعه با کفش یا اختلاط نمازگزاران نر و ماده در حین نماز، و با عنایت به تجربیات و نوآوری های حضرتعالی در امر برگزاری نماز جماعت، که گذشته از شکل بدیع و بی نظیر آن، نشان از خلوص نیت و تعهد شما به فریضه نماز در هر شرایطی دارد، بدین وسیله جنابعالی را به سمت مشاور عالی خود در امر آموزش و هدایت نسل جوان و شیفته حضور در میادین دشمن شکن و خودجوش، از جمله نماز جمعه و جماعات منصوب می کنم. در صورت بروز هرگونه اشکال، می توانید به آقا مجتبای ما، که خودش مجتهد است مراجعه فرمائید.

لازم به ذکر است با توجه به قرار داشتن دفتر کار سردار زارعی، در محوطه بیت رهبری، جهت جلوگیری از هرگونه سوء استفاده تبلیغاتی " دشمن "، از ایشان درخواست شده است تا بجای لباس فرم نیروی انتظامی، با لباس شخصی ( ل ش ) تردد فرمایند. اطلاعیه مذکور، در خاتمه آورده است:


در پایان نظر شما را به تصویری که از جمعی از برادران " ل ش " هنگام آموزش مرحله میدانی نماز برداشته شده، جلب می نماید. با این تذکر که، ما می خواهیم نتیجه نهائی کار شما، یک چیزی توی مایع های این باشد:



لینک مطلب در بالاترین


این نماز جمعه نبود، فتح مکه بود!



حرمت خانه کعبه، با متولی آن است. وقتی بت پرستان متولی خانه کعبه باشند، آن خانه ای است که بایستی بدست خداپرستان فتح شود. آنگونه که نماز جمعه 26 تیرماه تهران بدست مومنان واقعی فتح شد. رویداد نادری که طی سی سال گذشته، هرگز اتفاق نیفتاده بود.
نماز جمعه را دستکم نگیریم، چرا که علی رغم دولت هائی که طی سی سال گذشته بر سر کار بوده اند، مدیریت نماز جمعه با شخص ولی فقیه بوده و هر آنچه می خواست از زبان خطیبان گماشته در سراسر کشور می گفت و هیچ کس را یارای کوچکترین پاسخی نبود. به عبارتی اهمیت تریبون نماز جمعه، قابل مقایسه با صدا و سیمای رهبری است!

لینک مطلب در بالاترین


اما دیروز، هیمنه کودتاگر، در حضور دشمن شکن مردم شکست. و براستی بعد از سی سال، نماز جمعه " دشمن شکن " شد. کجا بودند 24 میلیون رای دهنده کسی که بقول هادی غفاری، عددی نیست تا حتی اسمش را بیاوریم؟!
حالا باز بسان آنچه در فتح مکه اتفاق افتاد، این تصمیم با اباسفیان است که ایمان بیاورد، یا خیر!

۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

نامه یک پاسدار به علی خامنه ای

بسم الله و با لله
اذهب الی فرعون انه طغی

بسوی فرعون برو که او (بر خدا) طغیان کرده....

آقای خامنه ای :

نمیگویم مقام عظمای ولایت، که دیگر بر من و امثال من ولایتی ندارید و برایتان مقامی قائل نیستیم ، حالا عظمتش بماند !!!

اول بگویم که من نماینده نسلی هستم که دو سال آخر جنگ با همان سن وسال کم در جبهه بودیم و هنوز آثار عشق بازی با حضرت یار بر پیکرمان باقی است. آنروز شوم که امام عاشقان رخت بر بست، هنوز در حال و هوای جبهه بودیم و بیم خطر برای کشور بود که آیت اللهی یک شبه شما را برتافتیم و بخود قبولاندیم که شاید مصلحت میهن و ملت باشد......

در تمام این بیست سال ، روزی آسوده نبوده ام، از بوسنی تا لبنان و از عراق تا افغانستان مشغول نبرد و جان ناقابل را بر کف گرفتم تا کیان این ملت و آبروی تشیع علوی برقرار و مصون باشد.

اما به همان دلیل که سالها به استقبال شهادت رفته ام ، امروز جان بر سر کلمه حق نهاده ام ؛ اینها را میگویم و یقین دارم آدمکشان باند فلاحیان و اوباش احمدی نژاد به قتلم کمر میبندند و زهی سعادت، که من سالها پیش از بزرگ مردی وعده شهادت گرفته ام ،آنهم بدست شقی ترین افراد و مگر امروز در این دیار شقی تر از اینها که گفتم هست ؟؟!!!

جناب خامنه ای :

بهترین سربازانتان را به غلام بچه دروغگوی بی مقداری فروختید و صد البته زیان کردید!

اینجا سوریه نیست تا بعد از حافظ اسد نوبت به بشار برسد، سپاه ما هم ارتش بعثی سوریه نیست تا با جیره بیشتر ساکت بماند و ملت ما هم عرب نیستند !!!

چندی پیش که عجولانه تلاش میکردید برای مجتبی پسرتان حکم اجتهاد بگیرید و آن بزرگمرد عالم تشیع، مرحوم بهجت ، قاطعانه مخالفت کرد گمانم تقویت شد که پروژه ای در حال اجراست و خوب میدانید که جز مصباح یزدی و فاضل لنکرانی کسی به مجتبی مجوز اجتهاد نداد و این هم کافی نبود . حتی مکارم شیرازی هم مخالف این امر بود . امروز که میبینم فرماندهی و نظارت بر عملیات سرکوب را به مجتبی محول کرده اید دانستم که واقعیت امر چیست !!!

با وخامت سرطان شما، قرار شده که ریاست جمهوری به شکل مادام العمر شود و مجتبی هم بشار اسد ایرانی !!! و برای ریاست جمهوری نیاز به ابلهی گوش به فرمان و آنقدر حقیر که رهبری آن بچه را قبول کند و خوب میدانید که مردان بزرگی مثل سردار رضایی و موسوی اهل این بازیها و وطن فروشیها نیستند....

پس ، پروژه را با این تقلب زشت شروع کردید و با ترور برنامه ریزی شده سرداران و مردان بزرگ عرصه قدرت ادامه دادید، حال یا ترور فیزیکی یا شخصیتی . مهمترین مانع شما در این راه شخص هاشمی و باند او هستند. راستی ، اگر هاشمی دزد و غارتگر است چرا بیست سال سکوت کردید ؟؟!! مردم احمق نیستند و میدانند که حمله احمدی نژاد به هاشمی با دستور و اجازه شما انجام میشود ، شما حاضرید همه موانع ادامه حکومت موروثی را به هر قیمتی ولو از دست دادن بهترین یارانتان از میان بردارید و این همان است که قرآن میفرماید : چه تجارت زیانباری !!!

سالها بود از خود میپرسیدم چرا یک عضو حزب الله لبنان به اندازه یک سرهنگ پاسدار مواجب میگیرد و این روزها که این سگهای هار را به جان مردم انداختید دانستم ، اینها که در برابر ارتش اسراییل مثل کودکان به ما پناه می آوردند ، امروز کارشان به جایی رسیده که به ناموس ما تعدی میکنند ، ای ننگ بر باعث و بانی این جنایت باد ! و به آنکه جانم بدست اوست سوگند که تا تقاص برادران و خواهرانم را از این جانیان نگیرم آسوده نخواهم نشست ؛ اگر کیان ملتم و میراث یاران شهیدم جز با خون من پایدار نیست ، پس ای گلوله ها : دریابید مرا !!!

بله حضرت آقا با این جماعت در افتادید که صدام با آنهمه اهن و تلپش عاجز از دستشان شد ، شما که جای خود دارید .

کلام آخر اینکه بدانید از امروز حساب ما از شما جدا شده ، به هیچ عنوان روی ما حساب نکنید و توقع برادر کشی و روی مردم اسلحه کشیدن از ما هم که عین حماقت است! متاسفانه شما مانده اید با مشتی جیره خوار لبنانی و جمعی دریوزگان پست و مقام که به درد روز معرکه نمیخورند ، و در انتها اگر نه در این سرای فانی اما محاکمه ما و شما روز حساب در محضر زهرای اطهر (س) که آنجا به یقین یاران شهیدم مدعیان و شکات شما هستند و اصلا حاضر نیستم آنروز در جمع شما و عمله جورتان باشم ، پس به راه خود روید و ما هم به تکلیف شرعی و سوگند پاسداریمان عمل میکنیم ، الوداع


- منبع: ایمیل یکی از خوانندگان وبلاگ


لینک مطلب در بالاترین



Barge Sabz